عید عزیز , روز بزرگ خاری شیطان روز دلیل و برهان عید غدیر خم بر همه شما شیعیان عزیز و دوستان ارجمندم مبارک

عید عزیز , روز بزرگ خاری شیطان روز دلیل و برهان عید غدیر خم بر همه شما شیعیان عزیز و دوستان ارجمندم مبارک

ولادت امام و نامگذاری
امام جعفر صادق، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه
متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر
ارجمندشان امام باقر و مادرش ام فروة است. رسول خدا سالها قبل ولادت آن
حضرت را خبر داده و فرموده بود نام او را صادق بگذارید، زیرا از فرزندان
او کسی است که همنام اوست، اما دروغ می گوید «جعفر کذّاب».
دوران قبل از امامت
در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر
معارف دینی و تربیت شاگردان وفا دار و با بصیرت بود. امام باقر در
مناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان
را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.
امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به
امامت رسید. دوران امامتش مصادف بود با اواخر حکومت امویان که در سال 132
به عمر آن پایان داده شد و اوایل حکومت عباسیان.
ادامه مطلب ادامه زندگی امام.............
ابن عباس میگوید:
روزی رسول خدا برای ما خطبهای خواند و فرمود:«. . . ای گروه مردم! اهل بیت من اقوام نزدیک من و فرزندانم هستند. آنها گوشت و خون منند. از شما در روز قیامت درباره آنها سؤال میشود. بدانید که با آنها چه رفتاری خواهید داشت. هر کس آنها را آزار کند مرا آزار کرده و هر کس به آنها ستم کند به من ستم کرده است. یاری آنها یاری من و عزّت آنها عزّت من است. هر کس «هدایت» را از غیر آنها طلب کند، مرا تکذیب کرده است. از خدا بترسید، که هر کس با آنها دشمنی کند من با او دشمنم و هر کس را که من دشمن او باشم وای بر او!»
آل محمد در تفسیر فخر رازی
فخر رازی یکی از علمای بزرگ اهل تسنّن است که در کتاب تفسیرش میگوید:«آل محمد یعنی کسانی که بیشترین تعلّق را به رسول خدا دارند و شکی نیست که علی و فاطمه و حسن و حسین به او از سایرین نزدیکترند. و این امری بسیار معلوم و متواتر است که آنها آل محمدند. اگر کسی بگوید آل محمد بستگان پیامبرند، باز هم آن چهار نفر خواهند بود. و اگر کسی بگوید آل محمد امّت پیامبرند، باز هم آن چهار نفر آل محمد هستند. پس در هر حال، علی و فاطمه و حسن و حسین، آل محمد هستند.»
قربی در تفسیر بیضاوی
و نیز بیضاوی در تفسیر خود این روایت را آورده است که:
رسول خدا این آیه را تلاوت فرمود : « قل لا أسألکم علیه اجراً الا الموده فی القربی » _سوره شوری، آیه 23_ (بگو من هیچ اجری برای رسالتم از شما نمیخواهم، مگر محبّت و مودّت نسبت به خاندانم.»
ابن عباس می گوید:« وقتی این آیه نازل شد، به رسول خدا عرض کردم:« منظور از خاندان شما چه کسانی هستند که خداوند دوستی آنها را بر ما واجب کرده است؟»
پیامبر فرمود:« علی و فاطمه و فرزندان آنها »
و این جواب را سه بار تکرار فرمود.
عترت پیامبر
و نیز امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل می کند که روزی رسول خدا فرمود:«من از میان شما میروم و دو چیز ارزشمند در بین شما باقی میگذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم.»
در این هنگام جابربن عبدالله انصاری برخاست و پرسید:«یا رسول الله! عترت شما کیانند؟»
رسول خدا فرمود:«علی و حسن و حسین و امامان از فرزندان حسین که نهمین آنها مهدی است که قیام خواهد نمود.»
به اعتقاد شیعیان، امامانی که جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در اجرای احکام و اقامه حدود و حفظ شریعت و تربیت مردماند، از گناه و خطا مبرا هستند و در تمامی فضایل و کمالات علمی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و . . . سر آمد همگانند .
منابع:پیام قرآن، ج 9، ص 18؛ کشف المرار؛ شرح تجرید قوشجی، ص 472؛ شرح مواقف
دانشنامه رشد
اسلام راهی است نمایان و روشن. راهی به زندگی و کمال. عقیده ای که
جهان هستی را می شناساند و موقعیت انسان را در این پهنه وسیع مشخص می سازد
و هدف اصلی آفرینش او را بیان می کند و برنامه ای که کلیه سازمانها و
تشکیلات زندگی ساز را که از آن عقیده سرچشمه گرفته و بدان متکی است شرح می
دهد و طرز فکر اسلامی را به صورت واقعیتی مجسم در زندگی بشر جلوه گر می
سازد، مانند:
ما معتقدیم که سرانجام بشریت فرمانبر اسلام خواهد شد و جهان در آینده
قلمرو اسلام خواهد گشت. می گوییم راه زندگی، زیرا کلیه لوازم یک زندگی
اجتماعی سعادتمندانه به صورت مقرراتی متین و محکم، و پیوسته و غیر قابل
انفکاک، در برنامه ی آن گنجانیده شده و موجود است. و همین مقررات است که
زوایای مختلف زندگی بشر را اداره می کند و به نیازهای گوناگون وی پاسخ می
دهند و نیروهای انسانی او را در راههای صحیح و ضروری صرف می کند.
آنان که با اندکی دقت به مقررات
اسلامی بنگرند به آسانی درک می کنند که اسلام برنامه زندگی است، بنابراین
کسانی که کوشش می کنند این آیین را در لباس یک اعتقاد درونی و بی ارتباط
به جهان موقعیت یا به صورت یک سلسله تظاهرات و تشریفات خاص به مردم
بشناسانند، کوششی بیهوده و بی ثمر انجام می دهند و مقررات اسلامی خود
جوابگوی آنان است.
منبع :سایت دانشنامه رشد
شب قدر از شبهای مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سورهای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.
در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمیرسد. این شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است.
عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسانها و روزیها، عمرها و امور دیگر مشخص میشود.
ملائکه در این شب بر زمین فرود میآیند، نزد امام زمان علیه السلام میروند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه میدارند.
شبزندهداری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.
در بعضی از تفاسیر آمده است که روزی پیامبر اکرم فرمود:«یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود.»
یاران پیامبر تعجب کردند و آرزو کردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود؛ در این هنگام بود که سوره قدر نازل شد و بیان شد که « شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است.»
منابع :
تفسیر نمونه ج 27 ص 181، مجمع البیان ج 10 ص 405، مفاتیح الجنان
سایت رشد
از ائمه معصومین صلوات الله علیهم منقولست که هرکس خوابی ببیند و تعبیر انرا بخواهد بداند ببیند از ماه چند شب گذشته است بعوض هر شب یک سوره از سوره های قرآن شماره کند و بعد از آن بعدد هر شبی که که گذشته یک آیه بشمارد در آیه آخر تعبیر خواب او خواهد بود مثلا اگر از ماه ده روز گذشته باشد ده از اول قرآن بشمارد سوره دهم آیه دهم همان سوره تعبیر خواب خواهد بود.
اگر در شب اول دیده چنین مستفاد می شود که یک نعمتی که قبل از آن نبوده باوبرسد و شکرانه نعمت را بگوید.
اگر در شب دوم ماه خواب دیده شود چنین مستفاد می شود که خواب بیننده بر امری مطلع شود که در خاطر نگذشته باشد و از ذالک الکتاب چنن میشود که حکمی نامکتوب باو برسد که سبب خوشحالی و منزلت و جاه او باشد.
اگر در شب سوم چنان مستفاد می شود که سه چیز متغاقب سه آیه دلالت برسیدن این سه چیز دارد.
اگر در شب چهارم چنان مستفاد می شود که زنی مجدد یا مال عظیم بخانه خراب بیننده برسد یا از خانه چیزی و هدیه مرغوب باو برسد.
اگر در شب پنجم ماه دیده شود چنین مستفاد می شود که از اهل کتاب مثل نصاری و یهود نفعی به بینده خواب برسد و یاشاید بنوعی دیگر خوشحالی برسد.
ادامه مطلب......
اگر بندگانم بدانند كه من چقدر به ياد آنها هستم، از فرط
سفياني از اولاد خالد بن يزيد بن ابوسفيان است و مرد آبله روي سر بزرگي است كه در چشم او نقطه ي سفيدي است و از ناحيه ي دمشق و از وادي (يابس) خروج ميكند و از ديدن عَلَم او همه كس ميگريزد و داخل دمشق ميگردد و تقريبآ در حدود يكماه سي هزار لشكر جمع ميكند و علامت خروج سفياني اين است كه زلزله اي در دمشق رخ ميدهد و ديوار مسجد از جانب غربي فرو مي ريزد. سپس (ابقع) از مصر، (اصهب) از جزيره ي عرب، و (اعرج) از مغرب و (قحطاني) ملقب به (منصور) از يمن كه او را يماني گويند خروج مي نمايند و تا يكسال با سفياني قتال مينمايند و بعد از آن مغلوب ميگردند و شكست ميخورند و سفياني خرابي بسيار و قتل و غارت زيادي بر روي زمين ميكند. پس از آن حضرت مهدي( عليه السلام) با يارانش به تعداد سپاهيان اسلام در جنگ بدر يعني سيصد و سيزده نفر به روايتي در روز عاشورا در مكه مكرمه ظاهر مي گردند. سپرهاي آنان پلاسي باشد كه بر روي شتر اندازند. سپس خبر ظهور آن جناب در كوفه به سفياني ميرسد پس آن لعين لشكري به جنگ آن حضرت ميفرستد و ايشان بعد از قتل و غارت مدينه ي منوره از آنجا بيرون ميروند و در اين هنگام به خواست خدا همه آنان در جايي به نام صحراي بيداء در زمين فرو ميروند به جز دو نفر به نام ها (بشيري) و (نذيري) كه اولي بشارت فرو رفتن سپاهيان سفياني را به امام (عليه اسلام) ميرساند و دومي همانطور كه از نام آن آشكار است هشدار و خبر فرو رفتن افراد را به سفياني خبر ميدهد. پس مهدي (عجل الله تعالي فرجه) از شنيدن اين خبر مسرور ميگردد و از مكٌه معظمه بيرون آمده، مدينه طيبه و بلاد حجاز را فتح مينمايد و سفياني در در مشق سكني نمايد و لشكري به فتح خراسان فرستد و از ماوراء النٌهر منصور نامي كه لقب او حارث باشد و نصرت و ياري آل محمد(صل الله عليه و آله) را ميكند ظاهر گردد و اهل خراسان گرد او را گرفته و محاربات عظيمي در بين ايشان و لشكريان سفياني در يون و دولاب واقع شود و چون قتال ايشان به طول انجامد سيد هاشمي با حسني كه پسر عمٌ حضرت مهدي (عليه السلام) است و در كف دست خود خالي دارد بيعت نمايد و علمهاي سياه كوچك به همراه لشكرهاي خراساني و طالقاني را با خود دارند.
سر لشگر ايشان مردي چهار شانه، زرد رنگ و تنگ ريشي ايست كه نام او شعيب بن صالح تميمي است با پنج هزار نفر كه كوههاي بلند را از هم مي پاشند و امر سلطنت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را فراهم و مهيٌا ميسازند.
ادامه در ادامه مطلب...... نظری داشتید در خدمتیم

دیگه اجازه ورود ندارم آخه خیلی مشتاق دیدن خونت
بودم